پربازدیدترین ها

جدیدترین نوشته ها

نماز جمعه و افکار عمومی مطلب ویژه

نماز جمعه و افکار عمومی

نماز جمعه یک دستور انضباطی دراسلام است، اگر بخواهیم اضلاع اساسی .
تلاش این نویسنده این است که راهها وموانع هدایت افکار عمومی را از منظر اجتماعی و
درون دینی مورد بحث وبررسی قرار دهد.

 

۱- تنزل خطبه های در سطح افکار عمومی

توجهی گذرا به معارف رفیع وارجمند اسلام وتنزل آن از سوی پیامبر عظیم الشأن اسلام و خدای متعال تاسطح افکار عمومی مردم بیانگر این نکته است که در هنر دینی سخن گفتن با مردم درحد عقول آنان اصلی انکارناپذیر واساسی درتبلیغ دین است. قرآن کریم گاه معانی کلی را در قالب حسیات وجسمانیات به مردم انتقال می دهد تا جایی که می فرماید:

نظر کیف نصرف الایات ثم هم یصدفون
علامه طباطبایی (رض) در ذیل کلمه تصرف می فرمایند: تصریف یعنی تنزل معارف الهی در سطح افکار عمومی مردم.

پس برخطبای جمعه است که مطالب ومحتوای خطب جمعه را در سطح افکار عمومی مردم تنزل دهند تا زمینه درک وجذب وبهره مندی بیشتر مخاطبین را فراهم نماید وآنها را به سوی نماز جمعه سوق دهند وبالمال بتوانند افکار عمومی را هدایت نمایند.
۲- اشنا نمودن تدریجی مردم با انحرافات ریشه دار اجتماعی

برخی مفاسد وناهنجاریها چنان در اعماق وجود جامعه ریشه دواند، که بایک خطبه وسخنرانی نمی توان آن را از دهان زدود؛ روش قرآن کریم در مبارزه باانحرافات ریشه دار اجتماعی این است که تدریجاً زمینه سازی کند وافکار عمومی را با ان مفاسد اشنا سازد. مثلاً در تحریم ربا قرآن کریم طی چهار مرحله حکم قطعی ونهایی را صادر می نماید:

۱- ابتدا به یک پند اخلاقی بسنده نموده ومی فرمایند:

وما آتیتم من ربا لیربوا فی اموال الناس فلایربوا عندالله وما آتیم من زکاه

تریدون وجه الله فاولئک المضعفون

دراین مرحله تنها اعلام می کند که این دیدگاه افراد کوته بین است که می پندارند ثروت ربا خواران از راه سود گرفتن افزایش می یابد اما در پیشگاه الهی چیزی برآنها افزوده نمی شود، بلکه زکان وانفاق است که نزد خداوند زایندگی دارد.

۲-درگام بعد انتقاد از عادات ورسوم غلط یهود به عادت زشت رباخواری انان اشاره نمود و می فرمایند «اخذهم الربا وقدنهوا عنه»
۳- کلمه تحریم صریحاً ذکر نمود، اما تنها به یک نوع ازآن، که نوع شدید وفاحش ان است اشاره می نماید.

۴- درمرحله پایانی تیر خلاص را رها نموده وبا هرگونه رباخواری به شدت برخورد نموده و آنرا در حکم محارب با خدا تلقی نموده است.

یا ایها الذین آمنوا لاتاکلوا الربا اضعافاً مضاعفه …

اضعاف مضاعفه همان ربای فاحش است که سرمایه به شکل تصاعدی درمسیر ربا سیرکند. یعنی سود در مرحله نخستین با اصل سرمایه ضمیمه شود ومجموعاً مورد ربا قرار گیرند ودر هر مرحله سود به اضافه سرمایه، سرمایه جدیدی را تشکیل دهد وبه این ترتیب در مدت کمی از راه تراکم سود مجموع بدهی بدهکار به چندین برابر اصل بدهی افزایش یابد وبه کلی از زندگی ساقط گردد.
این بستر سازی وایجاد زمینه می تواند برای پذیرش افکار عمومی از یک مطلب تاثیر بسزایی داشته وافکار مردم را به تسلیم در برابر آن فراخواند.

۳- اجتناب از القاء اندیشه ها به صورت قطعی

معمولاً صاحبان خرد واندیشه وحتی توده مردم در هرسطحی برای برداشتها واندیشه های خود اهمیت قائلند لذا هنگامی که بینند یک مسئله به صورت قطعی وجزمی از سوی خطیب جمعه طرح می شود. در مقابلش مقاومت به خرج داده وهمچون یک فکر واندیشه بیگانه به آن می نگرند. این امر خصوصاً اگر در جمع اندیشمندان وصاحبان فکر مطرح شود اثار زیانبار آن دوچندان خواهد بود. تعابیر زیبا و رسای قرآنی حاکی از تعلیم همین اصل مهم است که گاه اندیشه های خود را در قالب استفهام مطرح می کند:قل هل یستوی الاعمی والبصیر؟
قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون؟
هل تستوی الظلمات والنور؟
گاه انسان با کسی که منکر حقیقی است روبرو می شود اما سخنان خود را بدون اغتناء به افکار او و برطبق افکار قاطعانه مطرح می کند. طبیعی است که این فرد نمی تواند به راحتی اندیشه های خود را به مخاطبش برساند ودر جلب افکار او موثر واقع شود با احسان قلبها به تسخیر انسان در می آید.
۶- مواجهه مستدل با سوالات افکار عمومی

طرح سوالات مختلف در یک جامعه نشانه جنب وجوش افکار وبیداری اندیشه هاست. وجود این همه سوال درعصر پیامبر (ص) نشانه تکان خوردن افکارمردم آن عصر در پرتو قرآن واسلام است. لذا کسانی که با طرح سوالات منطقی درجامعه مخالفت می کنند کارشان با روح تعالیم اسلام ناسازگار است.
هراس از سوالاتی که در نزد افکار عمومی مطرح است وبرخورد سلبی ومنفی با آن نظیر تکفیر، هو کردن و… جز گریزان شدن مردم چیزی در پی نخواهد داشت. جوان جستجوگر ما با سوالات فراوان وارد عرصه اجتماع می شود، خواه این سوالات وپرسشها هدایت شده باشد یا طبیعی؟ تفاوتی برای مصلحان وهادیان جامعه نباید داشته باشد.

لذا نباید از شبهه وسوالا هراسی به خود راه داد: بلکه یافتن راههای منطقی مقابله و مواجهه با آن، وظیفه همه خطباء وائمه جمعه است. به فرموده شهید مطهری : «شک اگر منزلگاه نباشد مقدمه یقین است ونباید ترسید.»

۷- مشغول نشدن به مسائل حاشیه ای وکم اهمیت

مشغول شدن ائمه جمعه ومبلغین به مسائل غیرمهم که گاه دشمن با بزرگنمایی برای غافل کردن مصلحان از مباحث مهمتر وارد حوزه مباحث اندیشه ای می نماید و ذهن اندیشمندان را سالها به خود مشغول می کند. در واقع یک سرگرمی علمی برای علمای اسلام است که می تواند آنها را از توجه به مسائل ومباحث جدی ومهمتر باز دارد. امروز در جامعه ما طرح و وارد کردن مباحث کهنه پاسخ داده شده که از لابه لای اندیشه های قدما وغربی ها نشخوار ودر عرصه جامعه علمی ما وارد می شود. حقیقی است که نباید از ان غافل شد. استفاده ابزاری از ورزش وتفریح در راستای انحراف از حقایق و واقعیتهای بالاتر از آنگاه که نقش هدف به خود بگیرد درجای خود مضر است.
صحنه سازی یکی از حربه های استعماری است که استعمارگران برای انحراف افکار عمومی دست به خلق آن می زنند تا افکار عمومی مردم را به خود جلب نموده وآنان را ازتوجه به مسائلی که احیاناً مطلوب آنان نیست منصرف نمایند. ساختن برج معروف فرعون برای بیرون کردن موسی (ع) از میدان درهمین راستا قابل ارزیابی است.
قال فرعون یا ایها الملاء ما علمت لکم من اله غیری فاوقدلی یا هامان علی
الطین فاجعل لی صرحاً لعلی اطلع الی اله موسی وانه لاظنه من الکاذبین.
فرعون با ایجاد یک صحنه عامیانه می خواست برشکست خودش در محابه با موسی سرپوش گذاشته وافکار عمومی مردم را منحرف نماید فرعون تصور کرده بود که خدای متعال جسم است وجسمی که برآسمان مکان دارد ولذا به دنبال پیداکردن مکان خدا اندیشه کرد. البته روشن است که این بازیها وصحنه سازیها را برای مشبه کردن امر بر توده مردم عوام به راه انداخت تا از این طریق الوهیت وخدایی خود را به اثبات برساند ومردم را از متاثر شدن در برابر شبهات جدی موسی (ع) برهاند منصرف کند.
۸- رعایت انصاف در برخورد با مخاطبین
انسانی که دارای صفت حمیده انصاف است داوری ذهنیش ودرک مطلبش همانند یک انسان سرکش نمی باشد. تاثیر این واقعیت بر روی افکار عمومی جامعه به حدی است که خداوند به پیامبرش دستور می دهد حتی با کفاری که دین اسلام را به استهزا گرفته بودند در مقام محاوره و استدلال با آنها راه انصاف را پیش گیرد تا زودتر آنان را اقناع ویا ساکت نماید وآن راه پیشنهادی تسلیم صوری در برابر گفته های آنان است. قرآن کریم می فرماید:
قل هل انبئکم بشر من ذلک مثوبه عندالله
امام صادق (ع) در روایتی انصاف را به عنوان سیداعمال آدمی نام برده و می فرمایند: سیدالاعمال ثلاثه … انصاف الناس من نفسک حتی لاترضی بشیء الارضیت لهم مثله.
۹- محکم کردن پایه های اعتقادی مردم
شکی نیست امروزه حکومت اسلامی برمبنا وپایه دین استوار است وطبیعی است حامیان و طرفداران آن از دینداران باشند. بنابراین اگرما بخواهیم این حکومت پابرجا واستوار درعرصه گیتی اظهار وجود کند می بایست دین باوری مردم وپایبند نمودن آنان به مبانی ارزشی اسلام جزء اولویتهای حکومت باشد.زیرا پایه های توحید محکم نشود هیچ برنامه اصلاحی قابل پیاده کردن نیست. لذا دعوت به توحید ومبارزه با طاغوت واستکبار دو رکن اساسی اصول نظریه فکری اسلام است قرآن کریم می فرمایند: ان اعبدوالله واجتنبوا الطاغوت .
ائمه جمعه محترم به عنوان مصلحان ومتولیان امور فرهنگی نظام اسلامی در راستای جذب افکار عمومی جامعه به سوی نظام ومعنویت چاره ای جز برنامه ریزی اصولی در راستای تقویت پایه های ایمان واعتقاد مردم ندارند.
اصلاح قول وعمل مردم باید جزء برنامه حکومت اسلامی باشد. ابتدا باید افکار واعتقادات کردم را تغییر داد تا انقلابی در افکار مردم پیدا نشود، نمی توان انتظار داشت که سلوک ظاهری چوانان ومردم ما اصلاح شود. لبئس ماکانوا لیصنعون

ابن عباس می گوید: این آیه شدیدترین آیه ای است که دانشمندان وظیفه شناس وساکت را توبیخ ومذمت می کند.
۱۰- پرهیز از عوام زدگی ومحیط زدگی درجلب افکار عمومی
متاسفانه هرحرکت سازنده ومثبتی که در راستای یک فکر واندیشه طرح ریزی شود با آفاتی مواجه است که غفلت از آن آفات می تواند مضرات بزرگتری به دنبال داشته باشد البته جلب افکار عمومی یک امر پسندیده وخوبی است اما گاه ممکن است خردمندان وبزرگان قوم گرفتار عوامک زدگی ومحیط زدگی شوند واز شوق وذوق حلیم در دیگ عوام زدگی بیفتند. یعنی همان چیزی که درنظامهای دمکراسی امروز، سیاستمداران وفرهیختگان بدان گرفتار شده اند. لذا هیچگاه دریک حرکت اصلاحی جدی نمی توانند مسیر منحرف جامعه خود را اصلاح نمایند. هشدارهای قرآن در همین راستا قابل ارزیابی است و« لاتطع اکثر من فی الارض یضلوک من سبیل الله.
هرگاه علماء وفرهیختگان، عوام زده شوند- اگرچه با شعار اصلاح وارد جامعه گردند- نخواهند توانست مسیر جامعه را به سوی فلاح وصلاح هدایت کنند بلکه این موج جامعه است که انان را به همراه خود به ورطه هلاکت می برد.
لاتستو حشوا فی طریق الهدی لقله اهله.
هرگز در راه هدایت به خاطر افراد حشتتان نگیرد.
امروزه القاء این تفکر که ملاک حقانیت اکثریت کمی (کثرت نفرات) است ونه اکثریت کیفی. اندیشه های غالب امروز که با مذاق بعضی ازمردم سازگار شده، یکی از خطراتی است که جامعه فرهیخته ما را تهدید می کند.

۱۱- تکریم مخاطبان

یکی از ابزارهای مناسب در جلب افکار عمومی. تکریم واحترام به مخاطبان است. امروزه همه مدعیان امور اصلاح درجهان، پشت پرده تکریم وبزرگداشت انسان تیشه به ریشه کرامت انسانی می زنند ولی تظاهر به تکریم وتجلیل مخاطبان می نمایند.
خشونت دربحث، برتری جویی، تحقیر طرف مقابل، اظهار کبر وغرور، عدم احترام به افکار دیگران وعدم صمیمیت درگفتگو از اموری است که باعث شکست انسان درجلب افکار عمومی می شود.
به همین دلیل قرآن کریم مراء وجدال را که با هدف اظهار فضل وکمال وتحقیر طرف مقابل به کارگرفته می شود قدغن وبه جدال احسن دستور داده است.
عن الصادق(ع) : ان موسی لما اراد این یفارق الخضر قال : اوصینی فکان فیما اوصاه ان قال له: ایاک واللجاجه .
وامیر بیان (ع) می فرمایند: اللجاجه تسلب الرأی .
لجاجت رای واندیشه صحیح را از انسان می گیرد.
پیامبر عزیز اسلام(ص) درضمن وصایای خود به علی(ع) می فرمایند:
… یا علی ایاک واللجاجه فان اولها جهل وآخرها ندامه.
یا علی بپرهیز از لجاجت در امور که آغازش جهل ونادانی وپایانش میوه تلخ ندامت و پشیمانی است.
دلیلش روشن است چون نتیجه آن تحرکی حس لجاجت طرف مقابل است.

راه نهادینه کردن قوانین وحتی دین برمردم به دو طریق ممکن است: ۱- مردم را مجبور کنند از اینکه قوانین را بپذیرند. چه معتقدند بدان باشند یا نه . ۲- مردم را طوری تربیت کنند که خود به خود قوانینی را محترم شمرده ومقدس بپندارند. اگرچه از روشهایی استفاده شود که مقبول دین نباشد

این دو طریق امروز مورد عمل درجوامع بشری قرار گرفته است. در تبلیغ دین نباید عنصر دین در روشهای تبلیغ مورد غفلت قرار گیرد.
منظور از تکریم اختصاص دادن مخاطب به عنایت وشرافت دادن وی به خصوصیاتی است که ممکن است درحال حاضر در او بالفعل موجود نباشد، اما به اعتباری کرامت وشرافتی که درآینده کسب می کند درمرحله هدایت وی مورد توجه قرار داده شود.
۱۲- مواجه شدن با مخاطبین با هدف حق جویی وحق طلبی
۱۳- ازابتدا خود را در موضع حق وطرف مقابل را در ضلالت وگمراهی نداند. زیرا این امر می تواند سبب دور شدن افکار عمومی. ازشخص باشد. امروز بعضی از کج اندیشان جامعه را به گونه ای خط کشی می کنند که گویا جز خودش دیگران همه دران طرف خط قرار می گیرند، اگر با این نگاه وارد عرصه های اجتماعی شویم چه انتظار هست که جامعه به ما متمایل شود وافکار عمومی خودش را در اختیار ما قرار دهد.
والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

به اشتراک بگذارید

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
بازدید 394 بار
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در مقالات

آخرین‌ها از محمد رضا شیانی

دیدگاه ها و اظهار نظرات

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید

به ما بپیوندید

نوشته های قدیمی تر

کتاب های منتشر شده

Style Setting

Fonts

Layouts

Direction

Template Widths

px  %

px  %