پربازدیدترین ها

جدیدترین نوشته ها

مصاحبه و گفتگوی جوان با امام علی (ع) مطلب ویژه

 مصاحبه و گفتگوی جوان با امام علی (ع)

( گلچینی از نهج البلاغه )

جوان: سرور من ! عاشقانه ترین سلام و درودهای خالصانه خود و همه جوانان را نثار وجود مقدستان می کنم و از اینکه لطف فرمودید و اجازه دادید تا در یک گفتگوی صمیمانه و مصاحبه فرضی باالهام از کلام نورانی تان در نهج البلاغه بتوانیم پای صحبتهای دلنشین شما بنشینم و از اینکه در مصاحبه و گفتگوی صمیمانه ما شرکت فرمودید و دریچه های نور هدایت خود را برویمان باز می کنید خاضعانه تشکر می کنم و با کسب اجازه از محضرتان از اینکه فرمایشات شما را می خواهم نقل به مضمون تقدیم خوانندگان جوان کنم پیشاپیش عذر خواهی نموده و پوزش می طلبم .حال اجازه می خواهم سئوالات خود و نسل جوان را با توجه به اهمیت بنیانهای اعتقادی نسل جوان از اصول اساسی اعتقاداتمان شروع نموده و به عنوان اولین سئوال عرض کنم .

اعتقادات جوانان

مولای من ! بارها و بارها در کلمات فلاسفه و متکلمان دیده ام و خوانده ام از گویندگان و خطبا و مصلحان هم شنیده ام که خدای متعال را باید ستایش کرد ولی نمیدانم از کجا شروع کنم ؟

امام علی (ع) : ( فرزندم ) اگر قدری در عظمت خالقت بیندیشی به حقیقت امر خواهی رسید و آن خداست و چاره ای جز حمد و ثنایش نمی بینی و حتی بدان جا می رسی که می دانی قادر به ثناگوئی اش نیستی نخواهی توانست حق او را بجا آوری ( نهج البلاغه خطبه ۱) .

جوان : سرور من ! در کدام حقایق وجودش اندیشه کنم تا به این معرفت برسم؟

امام علی (ع) : اگر در صفاتش تامل کنی می بینی هیچ حدی صفات او را محدود نمی کند . وجودش سابقه ای با عدم ندارد و هستی اش را آغازی نیست . با قدرت بی مانندش به ما هستی بخشید و بی هیچ آزمون و خطایی بساط آفرینش را پهن کرد و به نیستی هستی بخشید و موجودات را با سازمان خاصی ساماندهی کرد ( نهج البلاغه خطبه ۱) .
جوان : مهربانا ! قدری سخن دلنشینت را از افق فکر و عقلم به سوی قلب و دلم هدایت کن چون شمیم سخنانت آنچنانکه عقلها را جبران می کند بر دلها نیز تلاطمی و طوفانی ایجاد می کند .

امام علی (ع) : تو حمد خدایی را می کنی که هر کس او را خریدار دل خویش می داند و انیسی مهربان و رفیقی روشن مهر و نازنین می یابد . اگر بر او توکل کردی شالوده بنای امیریت پایه ای استوار بنا نموده ای . اگر دل بر او بستی او که از نهانت آگاه و آشوب ضمیر آشفته ات را از خودت آشکار تر می بیند در این هنگامه تلاطم وجودت به او می گویی آنچه را که به دیگران نمی گویی و در فضای انس با او پرواز می کنی و در همه مسیر و سیاحتت تنها او را می جویی و در اعماق دریاها و آسمانها او را می طلبی . دیگر از عشقت بیگانه نمی شوی اگر چه خود پرستان از سوز و گداز عشقت بی خبرند ( نهج البلاغه خطبه ۱ ) .

جوان : مولایم سکوت نکن قلب تشنه ام را با سخنانت سیراب کن بیشتر بگو .

امام علی (ع) : ( باز هم می گویم ) در لحظاتی که از وحشت تنهائیت به تنگ آمده ای آیا جز خدایت کس دیگری را

می جوی ؟ و جز با یاد او سرگرم چیز دیگری می شوی ؟
نه نه ! ! مگر می توانی قطره وجودت را در اقیانوس وجودش فانی نکنی ؟ و هستی ناچیز خود را در دریای بیکران وجودش محو نکنی و در آغوش ابدیت فرود نیایی ؟ نهج البلاغه خطبه ۱ ) .
( اینها حقایقی است که تو باید بدان بیندیشی تا ستایش و ثنایت مضایی دیگر پیدا کند .)

جوان : سرورم ! گاهی از مصائب روزگار رنجور می شوم چه کنم ؟

امام علی (ع) : به خدا پناه ببر و سختی بار مصائب را با نوازش عشق او آسان به منزل برسان .

جوان : مولایم ! ولی این سخن را بارها شنیده ام اما چه کنم که معرفت و درک این حقیقت را ندارم پس چگونه این میل وامانده خود را بسویش هدایت کنم ؟
امام علی (ع) : مگر نمی دانی که زمام امورت در دست اوست ؟ مگر جز ازیکه قدرت و سلطنت و قدرت دیگری سراغ داری ؟ ( نهج البلاغه خطبه ۱) .

جوان : ای جانان ! مرا به عظمت و قدرتش نزدیکتر کن .
امام علی (ع) : اگر چشمان خود را باز کنی مگر در این جهان بجز عظمت او چیزی می بینی ؟ ( اگر می بینی به من نشان بده ) آبهای پر تلاطم را ، بادهایی که آبها را مهار می کند و نگهبان آب می شود ، به آسمان نیلگون که با ستارگان فروزان و نور افکنهای الهی زینت داده شده اند نمی نگری ؟ به فرشتگان الهی که میان آسمانها و زمین سر به خاک سائیده و دائماً در کرنش و راز و نیازند نمی نگری آنان هیچگاه پروردگار خویش را در آسمان و هم خیال در نمی آورند و از شیوه های گوناگون وصفی برای او بر نمی گزینند و یا اینکه معبود خویش را در مکانی محدود نمی نمایند و یا اینکه با اشاره ای تشبیه نمی کنند. ( نهج البلاغه خطبه ۱)

مولای من ! ما جوانان برای رسیدن به معارف عالیه اسلام از کجا شروع کنیم و فکر می کنید مهمترین وظیفه ما در رابطه با خالق مان چیست ؟

( مهمترین وظیفه شما جوانان ) پس از ایمان به خداوند حرکت شما در مسیر حمد و پرستش الهی لازم است چون شما باور دارید که همه نعمتها و عزت از آن خداست پس باید در برابر عزت خداوند سر تسلیم فرود آورید و از معصیت خداوند بر حذر باشید چرا که همه شما نیازمند به کمک و کفایت خداوند هستید . ( نهج البلاغه خطبه ۲)

سرور من ! به نکته مهمی اشاره فرمودید : هر کس خداوند با او باشد هرگز نیازمند نخواهد شد و هر کس خدا با او دشمنی کند هرگز نجات و رهایی نخواهد داشت بفرمائید ایمان به حقیقت توحید چه آثاری بر زندگی ما جوانان دارد ؟

امام علی (ع) : ( جوانان عزیز بدانند که ) اگر به توحید با عمق جانتان ایمان پیدا کردید پایه های ایمان شما استوار و محکم شده و خواهید دید که همه نیکیها در زندگی شما از این سرچشمه اعتقادتان جوشیدن خواهد گرفت و می توانید رضا و خشنودی خدایتان را تحصیل کنید و شیطان را از خود دور کنید . ( نهج البلاغه خطبه ۲)
( و این از برکات وجودی ایمان عمیق شما به توحید و وحدانیت خداست ).

جوان : مقتدای من ! اجازه می خواهم همراه با همه جوانان در همین جا با عنایت به کلام شما بگوئیم « اشهد ان لااله الا الله » و اینک می خواهیم دست ما را بگیرید و به ساحت قدسی رسول گرامی اش رهنمون فرمائید .

امام علی (ع) : ( بله عزیزان من ) ! از الطاف خداوندی همین بس که خداوند رسولش را با دین و آیین آشکار و نشانه ها
و علائم روشن و نور درخشان و فرمان قاطع و بی پرده برای نجات و هدایت مردم فرستاد و با آیات الهی و دلایل و منطق روشن هر گونه شک و شبهه را از مردم زدود و برای مزید یقین مردم معجزات و بینات روشن آورد تا اینکه آنها را از مخالفت

با خدا بر حذر داشته و از عواقب بد آن دور نماید. ( نهج البلاغه خطبه ۲)

سرور من ! ما جوانان خدا را بر نعمت رسالتش شکر می کنیم و از او می خواهیم که شناخت ما را نسبت به رسولش بیشتر نماید .

امام علی (ع) : ( بله عزیزان من ) اگر شما می دانستید که خداوند در چه شرایطی پیامبرش را برای نجات بشریت فرستاد و اوصاف زمان جاهلیت را شنیده بودید بیشتر به عظمت دین رسالت پی می بردید . ( نهج البلاغه خطبه ۲ )

جوان : مهربانا ما را نسبت به موضوعی که فرمودید بیشتر آشنا فرمائید تا عظمت کار پیامبرمان را بیشتر و بیشتر درک کنیم .

امام علی (ع) : خداوند پیامبرش را در زمانی فرستاد که مردم همه گرفتار فتنه ها بودند ستونهای ایمان و یقین مردم متزلزل شده بود ارزشها و اصول منطبق با فطرت دگرگون شده بود تشتت و پراکندگی بر مردم حاکم و مردم بی پناه کسی را جز پناه آوردن به او نداشتند خدای رحمان در آن جامعه معصیت می شد و ایمان بدون یار و یاور مانده بود نور رسالت پیامبرشما جهان تاریک را روشن کرد . ( نهج البلاغه خطبه ۲ )

جوان : مولای من خیلی از شما ممنونم که ما جوانان را به اهمیت کار پیامبرمان آشنا فرمودید ولی از شما اجازه می خواهیم حال که ما را به سرچشمه نور پیامبر رحمت رساندید از اهلبیتش هم بفرمائید و ما را با امامت آشنا فرمایند و موفقیت آنان را پس از رسول خدا (ص) و نقش آنان را بیان فرمائید .

امام علی ( ع) : ( آفرین بر شما جوانان که خود را به سرچشمه ایمان رساندید و می خواهید به چشمه جوشان معارف اهلبیتش نیز نزدیک شوید ) پس بدانید که اهلبیت پیامبر (ص) محل اسرار خدایند و اسرار خدا نزد آنها به ودیعه نهاده شد . آنها پناهگاه فرمان الهی اند و فرامین الهی از دامان آنان می جوشد . اهلبیت رسول خدا (ص) صندوقچه علوم الهی اند ( آنچه برای هدایت شما جوانان لازم است در نهانخانه وجود آنان است ) مرجع احکام الهی اند ( اختلافات خود را با آنان و پذیرش مرجعیت آنان رفع کنید ) محتوای همه کتب آسمانی نزد آنان است و آنان کوههای استوار دین خدایند و قامت دین خدا بوسیله آنان راست و از لرزش و تزلزل نجات می یابد . ( نهج البلاغه خطبه ۲ )

جوان : ای جان جانان حق سخن را ادا فرمودی و وظیفه ما جوانان را نسبت به شناخت اهلبیت رسول خدا (ص) سنگین تر نمودی از خدا بخواهید که ما را به این انوار نورانی متصل کند و دست ما را از دامانشان کوتاه نفرماید .

مقتدای من ! حال که ما را نزدیک چشمه اهلبیت (ع) بردید لطفاً ما را از وجود آنان سیراب نموده و بیشتر از اهلبیت پیامبر برای ما بفرمائید .
امام علی (ع) : (عزیزان من به نکته خوبی رسیدید بگذارید شما را با آل رسول بیشتر آشنا کنم ) ولی چه بگویم که با آل محمد (ص) هیچ احدی از این امت قابل مقایسه نیست و همینطور با شما مردمی که بهره مند از نعمت وجود آل محمدید (ص) کسی را یارای مقایسه با شما نیز نخواهد بود ( قدر خود را بدانید ) زیرا اهلبیت ستون استوار دین خدایند . وصیت و وراثت رسول خدا از آن اهلبیت (ع) است هر کس از آنان فاصله گرفته باید به آنان ملحق شود . ( نهج البلاغه خطبه ۲ )

جوان : آنچه شما در همین چند جمله کوتاه فرمودید عظمت آنان بر ما روشن شد با آل محمد (ص) احدی قابل قیاس نیست نیست و دوستداران آل محمد (ص) را نیزکسی یارای قیاس با آنان نخواهد داشت چگونه می توانیم شکر گزار نعمت ولایت اهل بیت (ع) و پیروی از آنان باشیم ؟ جز اینکه آنان ما را به حال خود نگذارند .

بر اساس خطبه چهارم نهج البلاغه

گوشه هایی از رنجنامه امام علی (ع)

ولی مولای من ! این فضائل اهلبیت (ع) که بیان فرمودید داغ دل ما جوانان را تازه کرد پس چرا مردم پس از پیامبر در قالب سه جریان قاسطین ، ناکثین ، و مارقین در برابر وجود مبارک شما صف آرایی کردند ؟
چه شد که آن همه حقایق را فراموش کردند ؟

امام علی (ع): ( سئوال شما جوانان سئوال خوبی است بگذارید راز این همه نامردمی ها را با شما جوانان که گوش شنوا و روح لطیفی دارید در میان بگذارم ) اگر شما به گذشته تاریخ بنگرید می بینید که چگونه مردم بوسیله پیامبر (ص) و خاندانش هدایت شدند و به اوج ترقی و کمال رسیدند ولی راز فراموشی آنان از حقایق را این مهم جستجو کنید که آن وقت گوشهایی که قدرت ادراک حقایق را داشته باشد نبود که ندای پند و اندرزم را بشنوند .آنکس که صیحه و فریاد گوش او را کر کرده چگونه می تواند آهنگ مرا بشنود ؟ ( نهج البلاغه خطبه ۲ )
( خدا قدرت ادراک آنان را گرفته )

جوان : ای عزیز دلها شما که از این نامردمی ها خبر داشتید پس چرا افشاء نمی کردید ؟

امام علی (ع) : من همواره منتظر پیمان شکنی این مردم بودم و نشانه های انسانهای فریب خورده را در آنان می دیدم ولی چون آنان خود را در لباس دین پنهان کرده بودند چشم پوشی کردم و رازشان را افشاء نکردم من در کنار جاده های گمراه کننده ایستاده بودم تا آنان را به طریق حق رهنمون شوم . فراموش کردند آن هنگام که چون بی پناهان دورهم جمع می شدند و تشنه رهبری شایسته چون من بودند و برای پیدا کردن آب حیات تلاش میکردند (حال که بدان رسیدند از کنار چشمه وجودم تشنه برگشتند ) و من امروز (برای شما جوانان ) حوادث عبرت انگیز تاریخ را که خاموش است و برای اهل معرفتی چون شما گویا ست بیان می کنم . ( نهج البلاغه خطبه ۴ )

جوان : محبوب من ! مطئمن باشید که ما جوانان نخواهیم گذاشت این حوادث تلخ برای عالم اسلام تکرار شود .

خطبه ۵

مولا جان از واکنش فرصت طلبان در حوادث پس از ارتحال پیامبر (ص) که مردم حقیقت را به فراموشی سپردند و شما را تنها گذاشتند برای ما جوانان بفرمائید .

امام علی (ع) : ( ابوسفیان با آن سوابقش ، جهت کمک به من اعلان آمادگی نمود ولی طرحشان برای شروع یک فتنه بود و من به مردم گفتم ) : ای مردم امواج فتنه ها را با کشتیهای نجات ( اهلبیت (ع) ) بشکافید و از راه اختلاف و پراکندگی و دشمنی دوری کنید . ای مردم ! تاجهای فخر فروشی و برتری جویی را از سر بردارید ( و من شرایط حساس اسلام را برای آنان بازگو کردم و مصلحت اسلام را بر غیر آن ترجیح دادم ) . ( نهج البلاغه خطبه ۵)

جوان : ممنونم که در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نقش وحدت جهان اسلام را برای ما جوانان روشن فرمودید ولی سرور من مگر چه مشکلی بود اگر دست به قیام می زدید ؟

امام علی (ع) : ( من به آنها گفتم و فهماندم که علی (ع) تشنه قدرت نیست ) گفتم : مردم ، حکومت بر شما برای من مثل آبی متعفن و لقمه ای گلوگیر است ( و برای آنان با تمثیلی حقیقت را گفتم ) گفتم : کسی که میوه را پیش از رسیدن آن بچیند همانند کسی است که بذر را در زمین نامناسب همچون کویر و شوره زار بپاشد . ( نهج البلاغه خطبه ۵ )

جوان : ای مقتدای جانان ! ما جوانان نقش فرصت طلبان را شنیدیم که چگونه در بحبوحه حساس جامعه آنان به فتنه انگیزی دست می زنند ، و شرائط حساس شما را نیز درک کردیم که چگونه با فداکاری خود اسلام را از چنگال فتنه ها نجات دادید .

حال می خواهم بدانیم که واکنش سایر مردم به این عملکرد شما پس از پیامبر (ص) چه بود ؟
امام علی (ع) : ( چه بگویم از جاهلانی که نمی دانم با آنان چگونه سخن گویم اگر درباره خلافت و شایستگی هایم سخن می گفتم مردم می گفتند : او نسبت به حکومت بر مردم حریص است ! و اگر سکوت می کردم می گفتند : علی از مرگ می ترسد ! عجیب است پس از آن همه فداکاریهایم درباره من چنین قضاوت شود آنها نمی دانند که به خدا قسم انس و علاقه فرزند ابوطالب به مرگ و شهادت از علاقه طفل به پستان مادر بیشتر است اگر سکوت کردم بخاطر اسراری بود که در دورنم نهان بود که اگر آنها را اظهار می کردم مردم همچون طناب در چاههای عمیق به لرزه در می آمدند . ( نهج البلاغه خطبه ۵)

ازخطبه ششم

جوان : سرور من ! اگر ممکن است از وضعیت پیمان شکنان دنیا طلب ( ناکثین ) که جنگ جمل را علیه شما راه انداختند قدری با نسل جوان خودتان سخن بگوئید .

امام علی (ع) : (به شما جوانان بگویم که ) بزرگترین اشتباه یک جامعه آن است که دست روی دست بگذارد تا دشمنش نیرومند شود و او را غافلگیر کند و من اجازه چنین کاری به ناکثین ندادم .( من وضعیت خود را برای شما با یک تمثیل روشن می کنم ) بخدا قسم ! من همچون کفتار نیستم که باضربات آرام و ملایم در برابر لانه اش به خواب می رود تا صیاد به او می رسد و دشمنی که در کمین اوست غافلگیرش می کند بلکه با هوشیاری مراقب مخالفان هستم و با شمشیر برنده هواداران حق بر کسانی که به حق پشت کرده اند می گویم و با دستیاری فرمانبرداران مطیع با عاصیان ناباور می جنگم و این روش همشیگی من است تا روزی که زندگی ام پایان گیرد .
بخدا قسم ! از زمان وفات پیامبر(ص) تا امروز همواره از حقم بازداشته شده ام و دیگران را که هرگز همسان من نبودند بر من مقدم داشته اند . ( نهج البلاغه خطبه ۶)

جوان : از اینکه وظیفه ما را در مبارزه دائمی با جبهه باطل دو چندان کردید وگوشه هایی از حقایق تلخ و شیرین تاریخ که برای مان آموزنده بود را در میان گذاشتید متشکرم و از اینکه مجدداً به ما فرصت می دهید تا در خدمت شما باشیم در مصاحبه ای دیگر پیرامون مشکل مورد علاقه مان ما را راهنمایی و هدایت می فرمائید پیشاپیش شکر گزاریم بیش از این مزاحم وقت شریف شما نمی شوم و ادامه مصاحبه را به وقت دیگر موکول می کنم .

امام علی (ع) : من هم از اینکه شما جوانان تلاش می کنید و علی را کمک می کنید در همراهی با او با ورع و تقوای خودتان و اجتهاد و تلاشتان در ادامه راه علی ممنون و متشکرم .

[ ادامه مصاحبه را در بخشهای بعدی بخوانید ]

‌‌‌‌‌‌‍‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌‌‌

منابع :
۱- نهج البلاغه ترجمه محمد مقیمی چاب از مهارت تاریخ ۱۳۶۱
۲- پیام امام ، آیت اله مکارم ، چاپ اول – چاپخانه حیدری تاریخ ۱۳۷۵ ناشر : دارالکتب الاسلامیه تهران ؟
۳- نهج البلاغه دکتر صیحی صالح ، ناشر موسسه دارالهجره تاریخ نشر ۱۴۰۷ ق

به اشتراک بگذارید

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
بازدید 410 بار
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در اخلاقی
محتوای بیشتر در این بخش: « نهضت خدمت رسانی به مردم

دیدگاه ها و اظهار نظرات

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید

به ما بپیوندید

نوشته های قدیمی تر

کتاب های منتشر شده

Style Setting

Fonts

Layouts

Direction

Template Widths

px  %

px  %